محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

564

اكسير اعظم ( فارسى )

و گاهى مصباح بر نهار آب سرد به روغن گل داده شود و تغريق معده‌ى او يك بار به روغن گل كه در آن اندك آس جوشانيده باشند بايد كرد پس هرگاه صلاح در هضم ظاهر گردد و اشربه و ربوب آن را نفع دهد مثل شربت انار و رب غوره و رب سيب و رب به سيما اگر قاروره‌ى او حدت باشد و مثل اين عليل كه مزاج او حدت پذيرد كمتر سالم مىنمايند . استرخاى معده و تهلهل نسج آن يعنى سستى معده و سخافت بافت او سبب استرخا ابتلال و تر شدن معده از فضول رطوبى است و سبب تهلهل نسج مقاسات امراض و اوجاع شديد و سوء تدبير مفرط و كثرت تعب و محنت چون قى شديد و اسهال مزيد است و در استرخا يا نفس معده مسترخى شود و بدان سبب بافت ليف‌هاى او سست گردد و يا رباطات معده كه بدان مربوط به ديگر اعضاست مسترخى گردند و بدان سبب بعض اجزاى معده بر بعض ديگر فراهم افتد و فرق بينهما اين است كه در استرخاى نفس معده سينه‌ى مريض بلندتر مىشود و پشت فرو ميرود و فساد هضم ظاهر مىگردد و در استرخاى رباطات اگر استرخا در رباط رابط ميان پشت و معده افتد معده ميل به قوام نمايد و ثقل در معده به هم رسد . و اگر استرخا در رباطات جانب راست بود معده به جانب چپ ميل كند و به تبع وى در اعضاى متصله‌ى آن از جانب يمين نيز كشيدگى پديد آيد . و اگر استرخا در روابط جانب چپ بود ضد آن ظاهر شود بهر آنكه معده مانند خيمه از چهارسو به وساطت رباطات قائم مىباشد پس هرگاه رابط يك جهت سست شود به جانب مخالف او مائل گردد و در تهلهل نسج معده جميع افعال معده از جذب و امساك و هضم و دفع ضعيف شود و هيچ مرض از امراض معده بدتر از اين نيست و متعدر العلاج است و نوع خفيف آن كه علاج پذيرد محتاج به كلفت و مشقت عظيم بود و از علامات نوع قوى لاعلاج آن است كه طعام اصلًا هضم نشود و غذا سبك و ترتيب استوده سود ندهد و غذا غير هضم به صعوبت برآيد و باشد كه قبض به حدى رسد كه بدون استعمال حقنه و شرب مسهل دفع نگردد و از آثار سوء مزاجات و اورام هيچ ظاهر نبود و بدن نحيف و ضعيف هم مىگردد و پوست شكم لاغر و اشتها ضعيف شود و هر چه خورده شود بر معده گرانى آورد علاج در استرخاى معده هر چه در باب استرخا و فالج مذكور شد به عمل آرند و به ادويه‌ى خوشبو و قابض و اغذيه‌ى سريع الهضم مائل به تخفيف و قبض علاج كنند و هر چه براى تهلهل مفيد بود به كار برند . و طبرى گفته كه گاهى معده مسترخى مىشود از شرب روغن‌ها و استعمال دسومات كثير و شيرينىهاى لزج غير آنكه لين بود مقدارى كه از آن تلقل كرده شود و علاجش اطعمه مقويه‌ى قابضه‌ى عطره مثل به و سيب و شراب خوشبو قابض و قسب و سعد است و از اغذيه‌ى قلاياى محرقه و كباب و مانند آن دهند . و اگر با استرخا حاجت به تطفيه افتد سماقيه درمانيه و زرشكيه و امثال آن بدهند و در تهلهل نسج معده شربت حب الآس و اطريفل كبير و صغير و جوارش عود و دارچينى و بسباسه و امثال آن هر چه قابض و خوشبو باشد استعمال نمايند و جوارش فنجنوش و جوارش فائضه و معجون آن معمول است و روغن مصطكى و ناردين و مانند آن بر معده بمالند و طعام لطيف و سريع الهضم انك اندك بخورند و گوشت دراج و تيهو جمله امراض معده را موافق تر است خصوصاً در مرض استرخا و تهلهل و پست سنگدانه مرغ خانگى در اين مرض مجرب است بايد كه به قدر نيم مثقال از آن باطريفل يا شربت سيبه يا حب الآس سرشته بدهند و سنگ شيب بر معده آويختن بالخاصيه مفيد است . و اگر آن را بسايند و نيم درم با معجونى مناسب آميخته بخورند نافع آيد . و ابن ماسويه گفته كه علاج با طريفل صغير مع خبث الحديد نمايند بهر آنكه تقويت الياف كند . و انطاكى گويد كه اين دوا از تركيب ماست و در اين باب مجرب پست جو يك جزو مغز پسته مغز چلغوزه هر واحد نيم جزو مغز بادام ربع جزو سائيده گاه به سماق و گاهى به تمر هندى و گاهى به سفرجل بپزند و بدهند و بجوز السرد و مازو دو طفل و ترمس ضماد كنند كه به غايت نافع است جوارش فنجنوش جهت استرخاى معده و رياح بواسير و فساد مزاج و لون و ازدياد معمول والد مرحوم هليله بليله آمله فلفل دارفلفل زنجبيل سعد شيطرج هندى سنبل الطيب هر يك ده درم تخم شبت تخم گند تا هر يك چهار درم خبث الحديد مدبر صد درم كوفته بيخته به عسل كف گرفته و روغن گاو به قدر حاجت بسرشند و بعد شش ماه به عمل آرند شربتى دو درم . و اگر مشك دو درم داخل كنند بهتر است